اتوماسیون

مستندسازی فرآیند کسب‌وکار به زبان ساده

مستندسازی فرآیند کسب وکار به زبان ساده؛ از کارهای پراکنده تا روال مشخص وقتی یک کار فقط در ذهن مدیر یا چند نفر از اعضای تیم باشد، اجرای آن تا حد زیادی به تجرب…

مستندسازی فرآیند کسب‌وکار به زبان ساده؛ از کارهای پراکنده تا روال مشخص

وقتی یک کار فقط در ذهن مدیر یا چند نفر از اعضای تیم باشد، اجرای آن تا حد زیادی به تجربه همان افراد وابسته می‌شود. ممکن است یک نفر بداند درخواست مشتری را از کجا پیگیری کند، چه اطلاعاتی باید ثبت شود و در چه مرحله‌ای موضوع را به واحد دیگری بسپارد؛ اما اگر همان فرد در دسترس نباشد، روند کار به‌هم می‌ریزد.

مستندسازی فرآیند کسب‌وکار یعنی روش انجام کارها را از حالت شفاهی و وابسته به افراد خارج کنیم و به شکلی واضح، قابل فهم و قابل استفاده ثبت کنیم. این مستند قرار نیست یک فایل پیچیده و چندصدصفحه‌ای باشد. در بسیاری از کسب‌وکارها، یک توضیح ساختاریافته از مراحل، مسئول هر مرحله، ورودی‌ها، خروجی‌ها و شرایط استثنا برای شروع کاملاً کافی است.

مستندسازی فرآیند کسب‌وکار دقیقاً چیست؟

فرآیند کسب‌وکار مجموعه‌ای از فعالیت‌هایی است که برای رسیدن به یک نتیجه مشخص انجام می‌شوند. برای مثال، «رسیدگی به درخواست مشتری» می‌تواند از دریافت درخواست شروع شود، به بررسی اطلاعات برسد، سپس به واحد مربوطه ارجاع داده شود و در نهایت با پاسخ یا انجام درخواست به پایان برسد.

مستندسازی فرآیند یعنی همین مسیر را به شکل مشخص ثبت کنیم تا افراد مختلف بدانند:

  • کار از کجا شروع می‌شود؟
  • چه مراحلی باید طی شود؟
  • مسئول هر مرحله چه کسی یا چه واحدی است؟
  • چه اطلاعاتی برای انجام کار لازم است؟
  • خروجی هر مرحله چیست؟
  • در صورت بروز مشکل چه تصمیمی باید گرفته شود؟
  • کار چه زمانی تمام‌شده محسوب می‌شود؟

هدف این نیست که همه جزئیات ممکن را بنویسیم؛ هدف این است که روش انجام کار برای افراد دیگر هم قابل فهم و تکرار باشد.

چرا فرآیندهای کسب‌وکار باید مستند شوند؟

بسیاری از مشکلات عملیاتی به این دلیل ایجاد نمی‌شوند که کارکنان توانایی انجام کار را ندارند؛ مشکل این است که روش انجام کار شفاف نیست. هر فرد ممکن است براساس تجربه شخصی، کار را به شکل متفاوتی انجام دهد.

مستندسازی می‌تواند چند مشکل مهم را کاهش دهد:

  • وابستگی بیش از حد به افراد خاص
  • فراموش‌شدن مراحل مهم کار
  • انجام دوباره یک فعالیت توسط چند نفر
  • مشخص نبودن مسئول هر مرحله
  • دشواری آموزش نیروی جدید
  • کندشدن کار هنگام جابه‌جایی کارکنان
  • سخت‌شدن بررسی خطاها و گلوگاه‌های عملیاتی

از طرف دیگر، وقتی فرآیند نوشته شده باشد، پیدا کردن فرصت‌های اتوماسیون، اتصال ابزارها و بهینه‌سازی عملیات هم ساده‌تر می‌شود.

از کدام فرآیند شروع کنیم؟

لازم نیست از همان ابتدا تمام فرآیندهای سازمان را مستند کنید. بهتر است یک فرآیند پرتکرار یا پرهزینه را انتخاب کنید؛ مخصوصاً فرآیندی که در آن خطا، تأخیر یا وابستگی به یک فرد زیاد است.

برای انتخاب فرآیند مناسب می‌توانید این سؤال‌ها را مطرح کنید:

  • کدام کار بیشترین زمان تیم را می‌گیرد؟
  • کدام فرآیند بیشترین خطا یا دوباره‌کاری را دارد؟
  • اگر یک فرد کلیدی نباشد، کدام کار بیشتر دچار مشکل می‌شود؟
  • کدام فرآیند بین چند واحد مختلف جابه‌جا می‌شود؟
  • کدام کار را هر روز یا هر هفته تکرار می‌کنیم؟
  • کدام فرآیند احتمالاً قابلیت اتوماسیون دارد؟

همین پرسش‌ها معمولاً بهتر از شروع با یک فهرست طولانی از تمام فعالیت‌های سازمان، نقطه شروع را مشخص می‌کنند.

برای مستندسازی یک فرآیند چه اطلاعاتی لازم است؟

یک مستند خوب باید آن‌قدر ساده باشد که فردی خارج از آن فرآیند هم بتواند منطق کلی کار را بفهمد. برای شروع، این ساختار کافی است:

  • نام فرآیند: دقیقاً چه کاری را مستند می‌کنیم؟
  • هدف: این فرآیند قرار است چه نتیجه‌ای ایجاد کند؟
  • شروع فرآیند: چه اتفاقی باعث شروع آن می‌شود؟
  • ورودی‌ها: چه اطلاعات، فایل یا درخواستی لازم است؟
  • مراحل: کار به چه ترتیبی انجام می‌شود؟
  • مسئول: هر مرحله بر عهده چه کسی است؟
  • خروجی: در پایان چه چیزی تحویل داده می‌شود؟
  • شرایط استثنا: اگر وضعیت عادی نبود، چه اتفاقی می‌افتد؟
  • ابزار: از چه نرم‌افزار یا سیستمی استفاده می‌شود؟
  • معیار پایان: از کجا بفهمیم فرآیند کامل شده است؟

فرآیند را همان‌طور که واقعاً انجام می‌شود بنویسید

یکی از اشتباهات رایج این است که مدیر یا مسئول فرآیند، نسخه ایده‌آل کار را مستند می‌کند؛ درحالی‌که کارکنان در عمل مسیر دیگری را طی می‌کنند.

برای مثال ممکن است روی کاغذ نوشته شده باشد:

ثبت درخواست ← بررسی ← تأیید ← انجام ← بستن درخواست

اما در عمل، کارمند برای پیدا کردن اطلاعات مجبور باشد ابتدا در پیام‌رسان، ایمیل، فایل اکسل و یک نرم‌افزار دیگر جست‌وجو کند.

این تفاوت مهم است. هدف مستندسازی اولیه، ثبت وضعیت فعلی فرآیند است، نه پنهان‌کردن مشکلات آن.

بعد از ثبت وضعیت موجود می‌توان پرسید کدام مرحله غیرضروری است، کجا دوباره‌کاری اتفاق می‌افتد و چه بخشی قابلیت ساده‌سازی یا اتوماسیون دارد.

مصاحبه با اعضای تیم؛ یکی از بهترین روش‌های کشف فرآیند

اگر فرآیند در چند واحد اجرا می‌شود، فقط از مدیر درباره آن سؤال نکنید. افرادی که هر روز فرآیند را اجرا می‌کنند معمولاً جزئیات مهمی را می‌دانند که در دستورالعمل‌های رسمی وجود ندارد.

به‌جای اینکه بپرسید «فرآیند شما چیست؟»، سؤال‌های عملی‌تری بپرسید:

  • وقتی درخواست وارد می‌شود، اولین کاری که انجام می‌دهید چیست؟
  • اطلاعات موردنیاز را از کجا پیدا می‌کنید؟
  • بعد از انجام این مرحله، کار را به چه کسی تحویل می‌دهید؟
  • معمولاً کجا منتظر پاسخ می‌مانید؟
  • چه اتفاقی باعث می‌شود کار از مسیر عادی خارج شود؟
  • کدام مرحله بیشتر باعث دوباره‌کاری می‌شود؟
  • اگر نیروی جدید این کار را انجام دهد، چه چیزی را احتمالاً اشتباه می‌کند؟

پاسخ این سؤال‌ها معمولاً تصویر واقعی‌تری از فرآیند ایجاد می‌کند.

فرآیند را به مراحل کوچک و قابل فهم تقسیم کنید

مستند نباید شامل جمله‌های کلی مانند «درخواست بررسی می‌شود و اقدامات لازم انجام می‌گیرد» باشد. چنین جمله‌ای اطلاعات زیادی درباره کار واقعی ارائه نمی‌دهد.

بهتر است هر مرحله یک اقدام مشخص داشته باشد. برای مثال:

  1. درخواست مشتری دریافت می‌شود.
  2. اطلاعات تماس و مشخصات سفارش بررسی می‌شود.
  3. درخواست در سیستم ثبت می‌شود.
  4. در صورت کامل‌بودن اطلاعات، برای واحد مربوطه ارسال می‌شود.
  5. واحد مربوطه نتیجه بررسی را ثبت می‌کند.
  6. پاسخ برای مشتری ارسال می‌شود.
  7. درخواست بسته می‌شود.

با این روش، بعداً می‌توان برای هر مرحله مسئول، زمان، ابزار و حتی امکان اتوماسیون تعریف کرد.

مسئول هر مرحله را مشخص کنید

یکی از ارزشمندترین خروجی‌های مستندسازی این است که مشخص شود چه کسی مالک هر بخش از فرآیند است.

عبارت‌هایی مانند «واحد فروش بررسی می‌کند» ممکن است کافی نباشند. در فرآیندهای مهم بهتر است مشخص شود مسئولیت با کدام نقش است و در صورت نبودن فرد اصلی، چه کسی جایگزین اوست.

این موضوع از پاس‌کاری کار بین اعضای تیم جلوگیری می‌کند و مشخص می‌کند وقتی یک مرحله متوقف شد، چه کسی باید آن را پیگیری کند.

شرایط استثنا را فراموش نکنید

فرآیندهای واقعی همیشه خطی نیستند. ممکن است اطلاعات ناقص باشد، پرداخت انجام نشده باشد، مشتری پاسخ ندهد یا یک تأیید داخلی صادر نشود.

بنابراین در کنار مسیر اصلی، چند حالت مهم را هم ثبت کنید:

  • اگر اطلاعات ناقص بود چه می‌شود؟
  • اگر مشتری پاسخ نداد چه کسی پیگیری می‌کند؟
  • اگر درخواست نیاز به تأیید مدیر داشت چه اتفاقی می‌افتد؟
  • اگر سیستم مورد استفاده در دسترس نبود، مسیر جایگزین چیست؟
  • اگر درخواست خارج از محدوده معمول بود، چه کسی تصمیم می‌گیرد؟

لازم نیست تمام حالت‌های فرضی را بنویسید. فقط استثناهایی را ثبت کنید که در عمل تکرار می‌شوند یا اثر قابل‌توجهی روی کار دارند.

یک جدول ساده برای شروع مستندسازی

اگر نمی‌دانید مستند را از چه قالبی شروع کنید، یک جدول ساده می‌تواند کافی باشد:

مرحله مسئول ورودی خروجی ابزار
دریافت درخواست پشتیبانی پیام مشتری درخواست ثبت‌شده فرم یا CRM
بررسی اطلاعات کارشناس اطلاعات درخواست اطلاعات تأییدشده CRM
رسیدگی واحد مربوطه درخواست تأییدشده نتیجه بررسی سیستم داخلی
پاسخ پشتیبانی نتیجه بررسی پاسخ مشتری ایمیل یا پیام‌رسان

این جدول بعداً می‌تواند به یک دستورالعمل کامل‌تر، فلوچارت یا حتی مبنای طراحی یک گردش کار نرم‌افزاری تبدیل شود.

مستندسازی با فلوچارت چه تفاوتی دارد؟

فلوچارت برای نشان‌دادن مسیر فرآیند بسیار مفید است، مخصوصاً زمانی که تصمیم‌ها و مسیرهای مختلف وجود دارند. اما فلوچارت به‌تنهایی همیشه اطلاعات کافی درباره مسئولیت‌ها، ورودی‌ها، ابزارها و جزئیات هر مرحله ارائه نمی‌دهد.

به همین دلیل، در بسیاری از پروژه‌ها ترکیب این دو روش بهتر است:

  • فلوچارت: مسیر و ارتباط مراحل را نشان می‌دهد.
  • مستند متنی: جزئیات هر مرحله را توضیح می‌دهد.
  • جدول مسئولیت: مشخص می‌کند چه کسی چه کاری انجام می‌دهد.

مستند را بیش از حد پیچیده نکنید

هدف مستندسازی این نیست که یک فایل بسیار طولانی تولید شود که هیچ‌کس آن را نخواند. اگر یک فرآیند ساده را می‌توان در دو صفحه توضیح داد، نیازی نیست آن را به یک دستورالعمل بیست‌صفحه‌ای تبدیل کنیم.

مستند خوب باید:

  • قابل جست‌وجو باشد.
  • با زبان ساده نوشته شده باشد.
  • مراحل آن مشخص باشد.
  • مسئولیت‌ها را روشن کند.
  • به‌راحتی قابل به‌روزرسانی باشد.
  • در زمان نیاز واقعاً مورد استفاده قرار بگیرد.

مستندسازی فرآیند فقط برای آموزش نیروی جدید نیست

یکی از کاربردهای مهم مستند فرآیند، آموزش است؛ اما ارزش آن به آموزش محدود نمی‌شود. وقتی فرآیند ثبت شده باشد، مدیر می‌تواند آن را بررسی کند و ببیند کدام مرحله باعث تأخیر یا هزینه اضافی می‌شود.

برای مثال ممکن است مشخص شود یک درخواست قبل از انجام واقعی، سه بار بین افراد مختلف جابه‌جا می‌شود. یا اطلاعاتی که یک کارمند وارد می‌کند، دوباره توسط فرد دیگری در سیستم دیگری ثبت می‌شود.

این موارد فرصت‌هایی برای حذف مرحله اضافی، یکپارچه‌سازی ابزارها یا اتوماسیون هستند.

از مستندسازی تا اتوماسیون؛ مرحله بعد چیست؟

نباید هر فرآیندی را صرفاً به دلیل مستندشدن، اتوماتیک کرد. ابتدا باید مطمئن شویم خود فرآیند منطقی است.

یک مسیر مناسب معمولاً این شکل را دارد:

شناخت فرآیند فعلی ← مستندسازی ← پیدا کردن گلوگاه ← ساده‌سازی ← تعیین نقاط قابل اتوماسیون ← اتصال ابزارها ← اندازه‌گیری نتیجه

برای مثال اگر هر روز اطلاعات یک فرم سایت به‌صورت دستی وارد CRM می‌شود، بعد برای کارشناس پیام ارسال می‌شود و در پایان نتیجه دوباره در یک فایل ثبت می‌شود، مستندسازی این مسیر کمک می‌کند مشخص شود کدام بخش‌ها را می‌توان به هم متصل کرد.

در این شرایط، مسئله فقط «داشتن یک فرم» یا «داشتن CRM» نیست؛ مسئله، طراحی یک گردش کار یکپارچه است.

چطور بفهمیم یک فرآیند نیاز به بازطراحی دارد؟

اگر هنگام مستندسازی متوجه شدید یک فرآیند مراحل زیادی دارد، چند بار اطلاعات مشابه وارد می‌شود، مسئولیت‌ها مشخص نیست یا کار دائماً بین ابزارهای مختلف جابه‌جا می‌شود، احتمالاً مسئله فقط نبود مستند نیست.

چند نشانه مهم عبارت‌اند از:

  • یک کار چند بار در سیستم‌های مختلف ثبت می‌شود.
  • برای پیدا کردن اطلاعات باید چند ابزار بررسی شود.
  • کارها مرتب در انتظار تأیید می‌مانند.
  • یک فرد خاص تنها کسی است که مسیر کار را می‌داند.
  • خطاهای مشابه بارها تکرار می‌شوند.
  • گزارش‌گیری از وضعیت کار دشوار است.
  • فرآیند با افزایش حجم مشتریان به‌سرعت کند می‌شود.

در چنین شرایطی، بهتر است قبل از اضافه‌کردن ابزار جدید، خود فرآیند بررسی شود.

مستند فرآیند را کجا نگهداری کنیم؟

مهم‌تر از ابزار، دسترسی و نظم است. اگر مستند در یک فایل شخصی یا پوشه‌ای باشد که اعضای تیم نتوانند به آن دسترسی داشته باشند، عملاً ارزش آن کاهش پیدا می‌کند.

برای هر سازمان بهتر است یک محل مشخص برای مستندات فرآیندها وجود داشته باشد و نسخه معتبر هر مستند مشخص باشد. همچنین باید معلوم باشد چه کسی مسئول به‌روزرسانی آن است.

اگر فرآیند تغییر کرد، مستند هم باید تغییر کند. یک دستورالعمل قدیمی می‌تواند به اندازه نبود دستورالعمل مشکل‌ساز باشد.

یک چک‌لیست ساده برای مستندسازی فرآیند

  • فرآیند مشخص و محدودی را انتخاب کرده‌اید.
  • هدف فرآیند مشخص است.
  • نقطه شروع و پایان مشخص است.
  • مراحل واقعی کار ثبت شده‌اند.
  • مسئول هر مرحله مشخص است.
  • ورودی و خروجی هر مرحله مشخص است.
  • ابزارهای مورد استفاده ثبت شده‌اند.
  • شرایط استثنای مهم مشخص شده‌اند.
  • مراحل اضافی و دوباره‌کاری‌ها شناسایی شده‌اند.
  • فرصت‌های احتمالی برای اتوماسیون مشخص شده‌اند.
  • محل نگهداری مستند مشخص است.
  • مسئول به‌روزرسانی مستند مشخص شده است.

اشتباه رایج: مستندسازی را به یک پروژه جدا از عملیات تبدیل کنیم

اگر مستندسازی ماه‌ها طول بکشد و در نهایت یک مجموعه فایل بزرگ تولید شود که اعضای تیم در کار روزانه از آن استفاده نمی‌کنند، بخش مهمی از هدف از بین رفته است.

بهتر است مستندسازی همزمان با شناخت و بهبود فرآیند انجام شود. یک فرآیند را انتخاب کنید، وضعیت فعلی را ثبت کنید، مشکل‌ها را پیدا کنید و سپس نسخه بهبودیافته را مشخص کنید.

این روش باعث می‌شود مستند مستقیماً به عملیات متصل باشد و صرفاً یک فایل آرشیوی نباشد.

جمع‌بندی

مستندسازی فرآیند کسب‌وکار یعنی روش انجام کار را از ذهن افراد خارج کنیم و به یک مسیر مشخص، قابل فهم و قابل تکرار تبدیل کنیم. برای شروع نیازی به ابزار پیچیده ندارید؛ می‌توانید با یک فرآیند پرتکرار و یک جدول ساده شامل مراحل، مسئول، ورودی، خروجی و ابزار شروع کنید.

ارزش واقعی مستندسازی زمانی بیشتر می‌شود که از آن برای پیدا کردن گلوگاه‌ها، حذف دوباره‌کاری، مشخص‌کردن مسئولیت‌ها و شناسایی فرصت‌های اتوماسیون استفاده شود. در این حالت، مستند فرآیند فقط یک راهنمای داخلی نیست؛ بلکه می‌تواند نقطه شروع بهینه‌سازی عملیات و طراحی گردش کار بهتر باشد.

سؤالات متداول

مستندسازی فرآیند کسب‌وکار برای چه شرکت‌هایی لازم است؟

تقریباً هر کسب‌وکاری که فرآیندهای تکرارشونده دارد می‌تواند از آن استفاده کند. هرچه تعداد کارکنان، مشتریان، سفارش‌ها یا ابزارهای مورد استفاده بیشتر باشد، اهمیت مستندسازی هم بیشتر می‌شود.

آیا برای مستندسازی حتماً به نرم‌افزار تخصصی نیاز داریم؟

خیر. برای شروع یک سند متنی یا جدول ساختاریافته هم کافی است. ابزار تخصصی زمانی ارزش بیشتری پیدا می‌کند که فرآیندها زیاد، پیچیده یا بین چند تیم و سیستم توزیع شده باشند.

اول فرآیند را مستند کنیم یا اتوماسیون را شروع کنیم؟

بهتر است ابتدا فرآیند را بشناسید و ثبت کنید. اگر فرآیند مشکل دارد، اتوماتیک‌کردن آن ممکن است همان مشکل را سریع‌تر و در مقیاس بزرگ‌تر تکرار کند.

هر چند وقت یک‌بار باید مستند فرآیند را به‌روزرسانی کنیم؟

زمان ثابت و یکسانی برای همه کسب‌وکارها وجود ندارد. هر زمان که ابزار، مسئولیت، ترتیب مراحل یا قواعد یک فرآیند تغییر کرد، مستند آن نیز باید بررسی و در صورت نیاز اصلاح شود.

آیا تیپرینو می‌تواند در مستندسازی و بهینه‌سازی فرآیند کمک کند؟

اگر فرآیندهای کسب‌وکار شما بین فرم‌ها، سایت، CRM، ابزارهای فروش، پشتیبانی، ایمیل یا گزارش‌ها پراکنده شده‌اند، می‌توان ابتدا مسیر فعلی را بررسی و مستند کرد و سپس نقاط قابل بهینه‌سازی و اتوماسیون را مشخص کرد. این رویکرد کمک می‌کند قبل از اضافه‌کردن ابزار جدید، مشخص شود دقیقاً کدام بخش فرآیند باید اصلاح یا به سیستم‌های موجود متصل شود.

اگر احساس می‌کنید بخشی از عملیات کسب‌وکار هنوز به افراد، فایل‌های پراکنده یا ورود دستی اطلاعات وابسته است، نقطه شروع لزوماً خرید یک ابزار جدید نیست؛ ابتدا همان فرآیند را دقیق ببینید، مستند کنید و بعد برای ساده‌سازی یا اتوماسیون تصمیم بگیرید.

مسیرهای مرتبط برای اقدام

از این مقاله به هاب‌های تجاری تیپرینو بروید — تعرفه، اتوماسیون، طراحی سایت یا گوگل بیزینس.

تماس