دیسپچ نیروهای میدانی با اتوماسیون
وقتی تعداد نیروهای میدانی، درخواستهای مشتری و مأموریتهای روزانه افزایش پیدا میکند، هماهنگی نیروها دیگر با تماس تلفنی، پیامهای پراکنده و فایلهای دستی بهسادگی انجام نمیشود. در این شرایط، دیسپچ نیروهای میدانی با کمک اتوماسیون میتواند بخشی از تصمیمها و هماهنگیهای تکراری را سریعتر و منظمتر کند.
هدف از اتوماسیون دیسپچ این نیست که تمام تصمیمهای انسانی حذف شود. مسئله اصلی این است که درخواست مناسب به نیروی مناسب، در زمان مناسب و با اطلاعات کافی اختصاص پیدا کند. در چنین مدلی، سیستم میتواند اطلاعات مأموریت را جمعآوری، اولویتبندی و پیشنهاد کند و مسئول دیسپچ در موارد حساس تصمیم نهایی را بگیرد.
دیسپچ نیروهای میدانی چیست؟
دیسپچ به فرایند دریافت درخواست، بررسی شرایط مأموریت، انتخاب نیروی مناسب، تعیین زمان مراجعه و اطلاعرسانی به نیروی میدانی گفته میشود. این فرایند در شرکتهایی که خدمات را در محل مشتری ارائه میکنند اهمیت زیادی دارد.
شرکتهای نصب و تعمیرات، خدمات فنی، نگهداری تجهیزات، پشتیبانی میدانی، شرکتهای حملونقل و برخی کسبوکارهای خدماتی میتوانند با چنین فرایندی سر و کار داشته باشند.
اتوماسیون دیسپچ چه مشکلی را حل میکند؟
در روش دستی، مسئول دیسپچ معمولاً باید چند موضوع را همزمان بررسی کند؛ از موقعیت نیروها و مهارت آنها گرفته تا زمان آزاد، اولویت درخواست و شرایط مأموریت. هرچه تعداد مأموریتها بیشتر شود، احتمال اشتباه یا تأخیر نیز افزایش پیدا میکند.
اتوماسیون دیسپچ میتواند اطلاعات این موارد را در یک فرایند مشخص کنار هم قرار دهد و بر اساس قواعد تعریفشده، مأموریتها را دستهبندی و به نیروی مناسب پیشنهاد کند.
- درخواست جدید
- نوع خدمت موردنیاز
- موقعیت مشتری
- مهارت موردنیاز
- زمان موردنظر مشتری
- وضعیت نیروهای موجود
- اولویت یا فوریت مأموریت
- مأموریتهای قبلی و فعلی نیروها
فرایند دیسپچ خودکار چگونه کار میکند؟
مرحله اول: ثبت درخواست
ابتدا درخواست مشتری وارد سیستم میشود. این درخواست میتواند از طریق فرم سایت، اپلیکیشن، مرکز تماس یا سیستم داخلی شرکت ثبت شود.
اطلاعاتی مانند نوع خدمت، آدرس، زمان پیشنهادی، مشخصات مشتری و توضیحات مربوط به مشکل باید در همان مرحله ثبت شوند تا مسئول دیسپچ مجبور نباشد برای هر مأموریت اطلاعات را از چند منبع جمعآوری کند.
مرحله دوم: بررسی شرایط مأموریت
سیستم باید بتواند مشخص کند که برای انجام مأموریت چه شرایطی لازم است. برای مثال ممکن است یک درخواست به نیروی متخصص یک دستگاه خاص نیاز داشته باشد، در حالی که مأموریت دیگری فقط به یک نیروی عمومی نیاز دارد.
این مرحله اهمیت زیادی دارد، زیرا صرفاً انتخاب نزدیکترین نیرو همیشه تصمیم درستی نیست. مهارت و ظرفیت انجام کار نیز باید در نظر گرفته شود.
مرحله سوم: پیدا کردن نیروهای قابل تخصیص
سیستم وضعیت نیروهای میدانی را بررسی میکند و افرادی را که شرایط لازم را دارند مشخص میکند. وضعیت میتواند شامل آزاد بودن نیرو، مأموریت فعلی، محدوده فعالیت، مهارت و زمان دسترسی باشد.
مرحله چهارم: اولویتبندی نیروها
در این مرحله میتوان مجموعهای از قواعد برای تخصیص خودکار نیرو تعریف کرد. برای مثال، ابتدا نیروهایی بررسی شوند که مهارت لازم را دارند و سپس فاصله، زمان آزاد شدن و شرایط مأموریت در تصمیمگیری وارد شود.
ترتیب این معیارها باید بر اساس مدل کسبوکار تعیین شود. در یک شرکت، سرعت رسیدن نیرو ممکن است اهمیت بیشتری داشته باشد و در شرکت دیگر، تخصص نیروی اعزامی مهمتر باشد.
مرحله پنجم: ارسال مأموریت
پس از انتخاب نیرو، اطلاعات مأموریت برای او ارسال میشود. نیروی میدانی باید حداقل اطلاعات لازم برای انجام کار را در اختیار داشته باشد؛ مانند محل مراجعه، نوع خدمت، زمان مراجعه و توضیحات ضروری.
مرحله ششم: ثبت وضعیت مأموریت
فرایند با ارسال مأموریت تمام نمیشود. سیستم باید بتواند وضعیت مأموریت را نیز ثبت کند؛ مثلاً مشخص شود مأموریت پذیرفته شده، در حال انجام است، به پایان رسیده یا به دلیل خاصی نیاز به پیگیری دارد.
چه معیارهایی برای انتخاب نیروی مناسب مهم هستند؟
یکی از مهمترین بخشهای دیسپچ نیروهای میدانی با اتوماسیون تعریف معیارهای درست برای تخصیص است. سیستم نباید فقط بر اساس یک معیار تصمیم بگیرد.
- مهارت: آیا نیرو توانایی انجام این نوع مأموریت را دارد؟
- موقعیت: فاصله نیرو تا محل مأموریت چقدر است؟
- زمان آزاد: آیا نیرو در زمان موردنظر ظرفیت انجام مأموریت را دارد؟
- اولویت: آیا مأموریت عادی است یا نیاز به رسیدگی سریع دارد؟
- تجهیزات: آیا ابزار موردنیاز مأموریت در اختیار نیرو قرار دارد؟
- سابقه مأموریت: آیا این نیرو قبلاً همین نوع کار را انجام داده است؟
آیا نزدیکترین نیرو همیشه بهترین گزینه است؟
خیر. نزدیک بودن فقط یکی از معیارهای تصمیمگیری است. اگر نزدیکترین نیرو مهارت لازم را نداشته باشد، اعزام او ممکن است باعث مراجعه مجدد نیروی دیگر و افزایش زمان و هزینه شود.
بنابراین یک سیستم مناسب باید بتواند فاصله را در کنار مهارت، زمان دسترسی، تجهیزات و اولویت مأموریت بررسی کند. این رویکرد معمولاً از تصمیمگیری صرفاً بر اساس موقعیت جغرافیایی منطقیتر است.
دیسپچ خودکار در یک مثال ساده
فرض کنید یک شرکت خدمات فنی سه نیروی میدانی دارد و یک درخواست جدید برای تعمیر دستگاهی تخصصی ثبت شده است. یکی از نیروها نزدیک مشتری است اما مهارت لازم را ندارد. نیروی دوم کمی دورتر است ولی تخصص و ابزار موردنیاز را دارد و در بازه زمانی موردنظر آزاد است.
اگر سیستم فقط فاصله را در نظر بگیرد، ممکن است نیروی اول را انتخاب کند. اما اگر قواعد دیسپچ بر اساس مهارت و تجهیزات نیز تنظیم شده باشند، نیروی دوم بهعنوان گزینه مناسبتر شناسایی میشود.
در اینجا ارزش اتوماسیون نیروهای میدانی فقط در سرعت نیست؛ سیستم میتواند از اجرای یک تصمیم ناقص بر اساس اطلاعات محدود جلوگیری کند.
اتوماسیون دیسپچ چه اطلاعاتی باید در اختیار مسئول عملیات قرار دهد؟
حتی در یک سیستم خودکار، مسئول عملیات باید بتواند وضعیت کلی را ببیند. داشبورد مناسب میتواند مأموریتهای باز، نیروهای آزاد، مأموریتهای در حال انجام و موارد نیازمند مداخله را نمایش دهد.
| اطلاعات | کاربرد |
|---|---|
| مأموریتهای جدید | بررسی درخواستهای آماده تخصیص |
| نیروهای آزاد | شناسایی ظرفیت موجود |
| مأموریتهای فعال | کنترل وضعیت عملیات |
| مأموریتهای تأخیردار | اولویت دادن به موارد نیازمند پیگیری |
| مأموریتهای ناموفق | بررسی علت و تخصیص مجدد |